X
تبلیغات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد به نام خدا


www.babapooldar.mihanblog.com

قابل توجه زن و شوهرهايي كه در شرف بابا و مامان شدن هستند . لطفا" مطلب زیر رو حتما" بدقت بخوانيد و براي سلامت آينده بچه هاي گلتون يك تصميم مهم بگيريد .

 من خودم خبر نداشتم و تازه بعد از تولد بچه ام فهمیدم . واسه همین این موضوع را جهت آگاهی سایرین تو وبلاگم گذاشتم تا کسانی که منتظر تولد نوزادشون هستند از این مطلب حداکثر استفاده رو ببرند .

 

بانک خون بندناف

چگونه مي توان به عضويت بانک سلول هاي بندناف رويان در آمد؟
چگونگي عضويت در بانک سلول هاي بنيادي بندناف رويان به ترتيب زير مي باشد:

·      آگاهي والدين از فعاليتهاي بانک بندناف رويان: بانک خون بندناف رويان هر روز در ساعات اداری پاسخگوی سوالات والدين در زمينه سلولهای بنيادی خون بندناف، کاربردها و ... می باشد. والدين می توانند با مطالعه بروشورها و يا حضور در بانک خون بندناف رويان از فعاليت های بانک سلولهای بنيادی خون بندناف اطلاع حاصل نمايند.

·         عقد قرار داد بين والدين و بانک بندناف رويان: براي عقد قرار داد با بانک خون بندناف رويان، همراه داشتن مدارک زير الزامی است:
- کپي شناسنامه والدين
- نتيجه آزمايش
های تاييدي مادر (شامل RPR, HBSAb, HBSAg, HCVAb, HBCAb, HIVI/II, CMVIgG, CMVIgM
که باید یک ماه قبل از زايمان مادر انجام گرفته باشد)
- اصل فيش بانکي که هزينه هاي مربوط به جداسازي، انجماد و انجام آزمايشهای تکميلي واريز شده باشد. (شماره حسابهای جام بانک ملت 84/12253549 و بانک پارسیان 0201367016003 به &nbspنام شرکت فن آوری بن ياخته های رويان).
- تکميل پرسشنامه مربوط به سوابق بيماريهای خاص درون خانواده

&nbspپس از تکميل پرونده، کيت مخصوص جمع آوري خون بندناف که حاوي کيسه خونگيري و اطلاعات لازم در مورد نحوه خونگيري مي باشد در اختيار والدين قرار خواهد گرفت.

چه نمونه هايي اجازه ذخيره يابي مي يابند؟

 

از آنجا که سلامت نمونه ها قبل از انجام فريز و نگهداري حائز اهميت مي باشد آزمايشهای زير بر روي هر نمونه قبل از انجماد صورت مي گيرد:

·         آزمايشهای کنترل آلودگي هاي ويروسي(سرولو‍‍ژي): شامل  CMV IgG/IgMو HBS Ab/Agو HIV I/II وHTLV I/IIوAnti HBCو HIV P24 Ag&nbspو HBC به روش PCR

·         آزمايشهای ميکروبي: شامل تست هاي هوازي و بي هوازي

·         تعيين تعداد سلول ها و درصد سلول هاي زنده در نمونه

·         تعيين درصد و تعداد سلول هاي بنيادي (CD34+ CD45-) در هر نمونه توسط فلوسيتومتري

·         بررسي عملکرد سلول هاي بنيادي خون بند ناف توسط روش سنجش کلني

تعيين HLA به درخواست والدين هر نمونه

بر روي خون جمع آوري شده چه مراحلي انجام مي شود؟

ابتدا حجم نمونه دريافتي ثبت شده و در صورت نياز شمارش اوليه مي گردد. سپس سلول هاي قرمز از مجموعه خوني جدا شده و حجم نمونه کاهش مي يابد. سلول هاي جدا شده در حضور مواد ضد انجماد مناسب، درون کيسه هاي مخصوص انجماد قرار گرفته و بطور تدريجي فريز مي شوند. نمونه ها پس از گذر از مراحل مختلف کنترل کيفي و پس از تاييد آزمايشات مربوطه، در تانک هاي نيتروژن قرار داده شده و در دماي 190- درجه سانتيگراد منجمد و به مدت 15 سال نگهداري مي گردند.

بعد از اتمام فرايند ذخيره سازي، کارت مخصوصي که حاوي اطلاعات نمونه فريز شده و نتيجه

آزمايشهای بعمل آمد است به آدرس اعضا فرستاده خواهد شد. تمامي نمونه ها در بدو ورود واجد شناسنامه شده و اطلاعات بطور محرمانه نگهداري مي شوند.&nbspهر نمونه خون پس از ورود به بانک بند ناف رويان واجد يک شناسنامه می گردد. 

آماده کردن خون جهت انجماد: ابتدا حجم نمونه دريافتی ثبت و در صورت نياز شمارش اوليه انجام می شود. سپس گلبولهای قرمز از مجموعه خونی جدا می شوند و حجم نمونه کاهش می يابد. بعد از افزودن مواد ضد انجماد سلولهای جدا شده درون کيسه های مخصوص انجماد قرار می گيرند و به طور تدريجی منجمد می شوند. نمونه ها پس از گذار از مراحل مختلف کنترل کيفی و پس از تاييد آزمايش های لازم، در تانک های نيتروژن قرار گرفته و در دمای 190- درجه سانتی گراد منجمد و به مدت 15 سال نگهداری می شوند. 

بعد از اتمام فرآيند ذخيره سازی، کارت مخصوصی که حاوی اطلاعات نمونه منجمد شده و نتيجه آزمايش های به عمل آمده است به آدرس اعضا فرستاده می شود. اطلاعات هر نمونه به طور محرمانه در مکانهای مخصوصی نگهداری می شوند.
آيا بانک بندناف رويان نمايندگي در ساير شهرهاي کشور دارد؟

 

از آنجا که يکي از اهداف بانک بندناف رويان ارائه خدمات و&nbspمشاوره در ساير استان هاي کشور ميباشد لذا اقدام به تاسيس&nbspنمايندگي هايي در ساير استانها نموده است به اين ترتيب&nbspنمايندگان بانک بند ناف رويان در استان هاي اصفهان( مرکز&nbspناباروري و پژوهشکده رويان اصفهان)، رشت (مرکز&nbspناباروري مهر)، کرمانشاه و يزد به ارائه خدمات در اين&nbspاستانها پرداخته&nbspاست.

جمع آوری و ارسال نمونه:
فرآيند جمع آوری خون بند ناف کاملا استريل و توسط کيسه های &
nbspمخصوص به هنگام جداسازی جفت از طريق رگ اصلی بند ناف &nbspصورت می گيرد. اين عمل توسط پزشکان، ماماها و يا کارشناسان &nbspبانک خون بند ناف قابل انجام است. خون جمع آوری ده در دمای &ampnbsp10-4 درجه و حداقل زمان ممکن (24 ساعت) توسط والدين به بانک &nbspخون بند ناف تحویل داده می شود.

ليست بانك هاي سلول هاي بنيادي خون بند ناف جهاني:
سال شروع به كار ونام بانك هاي خون بند ناف در دنيا
 


Cryo-Cell /USA 1992
&
ampnbsp1998 Lifebank/USA
2003
Baby Chord/CANADA
&
ampnbsp2004 Cells4Health / Germany
&
ampnbsp2000 Cryo-Save / Belgium
&
ampnbsp2004  &ampnbspEticur / Germany
2001
Eurocord / Slovaki
2002
  
&ampnbspAlphaCord / CA
1996
 
&ampnbspCorCell/USA
2005
 
Healthcord/CANADA
&
ampnbsp1997 &ampnbspCordon Vital (CalCryo) / Peru
&
ampnbsp2002 CryoClinic UK Ltd
&
ampnbsp2005 &ampnbspCryoGENESIS UK Ltd
&
ampnbsp2003  &ampnbspGenKord / Turkey
&
ampnbsp2001 Lifecord / Austria
&
ampnbsp2004 BioMedicine Bank / China
&
ampnbsp2006 HealthBaby / Hong Kong

2001   &ampnbspSino Cell Techn. / Taiwan

توضيحات تكميلي :

 حفظ و نگهداري سلول هاي بنيادي خون  بند ناف براي استفاده احتمالي در آينده، انتخابي است كه امروزه تعداد زيادي از پدران و مادران در سراسر جهان براي كودكان خود مورد توجه قرار مي دهند. سلول هاي بنيادي ابتدايي ترين سلول هاي سازنده بدن هستند كه در طول دوره رشد جنيني پرورش يافته و تبديل به سلولهاي بالغي مي شوند كه مسئول ساختن انواع بافت هاي بدن هستند درواقع منشاء كل اعضاء و بافت هاي بدن منجمله سلول هاي عضله قلب، سلول هاي عصبي، گلبول هاي قرمز خون ، سيستم ايمني، پوست و غيره سلول هاي بنيادي هستند بعداز كامل شدن اعضاء بدن ، سلول هاي بنيادي مسئول ترميم بافت هاي آسيب ديده هستند و مرتبا سلولهاي جديد را جايگزين سلول هاي پير و مرده مي كنند، در واقع سلول هاي بنيادي نقش بسيار مهمي در سلامتي و بهبودي هريك از ما ايفا مي كنند.‏

      درحال حاضر اعتقاد بر اين است كه تمام والدين از فرصت هايشان براي نگهداري خون بند ناف نوزادشان براي استفاده در آينده آگاه شوند. اين فرصت محدود است ، قطعا پس از تولد يك نوزاد ، فرصت زيادي وجود ندارد.‏
     بانك اطلاعات خون بند ناف رويان به عنوان اولين و تنها مركز  جداسازي و ذخيره سازي سلولهاي بنيادي در ايران است . كه با بهره گيري از پيشرفته ترين ابزار و وسايل تخصصي براي جداسازي ، انجماد و نگهداري سلول هاي بينادي خون بند ناف نوزادان در چارچوب استانداردها ي جهاني در حال فعاليت است . اين مركز در حال حاضر اقدام به جمع آوري، جداسازي و ذخيره سازي  سلولهاي بنيادي خون بند ناف نوزادان مي كند و طبق توافق با والديني كه مادر در ماههاي آخر بارداري يا در مرحله زايمان بسر مي برد حفظ و نگهداري خون بند ناف نوازد را در شرايط مناسب و زمان مورد توافق براي استفاده هاي احتمالي نوزاد يا خانواده او در آينده به عهده دارد. در اين شماره سري به اين مركز واقع در ميدان بني هاشم زديم و گفتگوئي كوتاه با خانم ..... مهر  كارشناس علوم آزمايشگاهي كه در بخش بانك خون بند ناف رويان مشغول بفعاليت است انجام داده ايم .
براي شروع درمورد تاريخچه  تشكيل مركز و نحوه اداره آن توضيحاتي بدهيد؟
بانك خون بند ناف رويان در اسفندماه 83 فعاليت هاي خود را آغاز كرده است در ابتداي تأسيس با محدوديت هائي مواجه بود كه با اطلاع رساني هاي مناسب اين مشكلات مرتفع گرديد و در حال حاضر تنها بانك خون ايران است كه به ذخيره سازي سلولهاي بنيادي مي پردازد.

 به غير از جداسازي سلول هاي بنيادي چه فعاليت هاي ديگري در اين مركز انجام ‏مي شود؟
هنگامي كه  كودك از مادر متولد مي شود و بند ناف او بريده مي شود. بخشي از خون بند ناف متصل به جفت مادر توسط پرسنل آزمايشگاه يا اتاق عمل كشيده شده و در كيت هاي مخصوصي كه در اختيار آنها قرار داده شده است وارد شده و به مركز ارسال مي شود. در مركز ‏پردازش هاي خاصي بر روي اين خون انجام شده و سپس سلول هاي بنيادي آن جدا مي شود. پس از مرحله جداسازي يك سري آزمايش هاي كيفي خاصي بر روي اين سلولها انجام مي شود و از نظر استانداردهاي بين المللي كيفيت فريز سلول ها و درصد زنده بودن سلولهاي آنها را بررسي كرده و سپس براي فريز ارسال مي شوند. درحال حاضر متوسط زماني براي فريز 20 سال است که در بازه هاي زماني منظم كنترل هاي خاصي بر روي آنها انجام مي شود . درحال حاضر كارائي اين سلولها در درمان بيماري هاي خون و تالاسمي است كه در بخش پيوند بيمارستان شريعتي صورت مي گيرد. در كشورهاي اروپائي نزديك به 70 نوع بيماري به اين روش درمان مي شود كه دركشور ما بسياري از اين بيماري ها هنوز در فازتحقيقاتي قراردارند.‏
درباره نحوه استخراج سلولهاي بنيادي از بند ناف و مزايا و معايب اين روش توضيحاتي دهيد.
 
سلولهاي خوني بند ناف داراي مقدار زيادي سلول بنيادي هستند كه درواقع ماده بيولوژيكي محسوب مي شوند كه در بيمارستانها دور ريخته مي شود از طرف ديگر ذخيره اين ماده نه تنها امر پيچيده اي نيست بلكه خطري هم براي مادر و نوزاد دربر ندارد، البته سلولهاي بسياري را از مغز استخوان افراد بالغ هم مي توان استخراج كرد كه ولي اين امر نياز به عمل  جراحي داشته و بيمار نيز متحمل درد زيادي خواهد شد.

باتوجه به اينكه استخراج سلولهاي بنيادي از بند ناف تنها يكبار در عمر و فقط در هنگام تولد نوزاد امكان پذير است تمامي نمونه هاي گرفته شده قابل استفاده و فريز شده هستند ؟ 
    
از آنجائي كه عمل خون گيري بند ناف توسط پرسنل ماهر و آموزش ديده انجام مي شود معمولا نمونه ها از لحاظ كسي و كيفي و ضعيت مناسبي دارند ولي گاه به نمونه هاي غيرقابل فريز هم بر مي خوريم . مثلا ممكن است به دلايل فيزيولوژيكي جفت مادر كوچك باشد ناف كوتاه تر از معمول باشد و يا نوزاد به قدري رشد كرده باشد كه تمام سلولهاي بنيادي را به درون خود كشيده باشد چنين نمونه هائي فسخ شده و فريز نمي شوند.

آيا سلولهاي بنيادي كه از بند ناف استخراج مي شود لزوما فقط براي خود همان نوزادقابل استفاده است يا افراد خانواده او نيز مي توانند استفاده كنند؟
      از نظر علم ژنتيك 50% ژن هاي فرد متعلق به مادر و 50% متعلق به پدراست يعني قاعدتاٌ 50% سلول هاي بنيادي نوزاد به در پدر مي خورد و 50% به درد مادر . اين رقم درمورد خواهر و برادران فرد به 25% مي رسد. ولي ما نوزادهايي را داشته ايم كه درمورد خواهر و برادر به طور صددرصد تطابق داشته استعلاوه براين آزمايشي به نام ‏HLA type ‏ بنا به درخواست والدين بر روي نمونه انجام مي شود . درصورت وجود تشابه ژني عمل اهدا انجام مي شود.

هزينه نگهداري سلول هاي بنيادي در بانك خون چقدراست؟
     
در حال حاضر  400هزارتومان هزينه اوليه و 100 هزارتومان شارژ ساليانه آن است  و اين نمونه ها در كيسه هاي مخصوصي كه دوام طولاني دارند وارد شده و با دستگاه هاي خاص درمدت 5/1 ساعت تا دماي 150- درجه منجمد شده و سپس وارد تانكهاي نيتروژن مايع كرده در دماي 190- درجه نمونه ها نگهداري مي شوند.

تفاوت بين سلول هاي بنيادي موجود در بانك شما با سلول هاي استخراج شده از مغز استخوان چيست؟
 
سلول هاي بنيادي مغز استخوان علاوه بر فرآيند هاي تهاجمي و پيچيده اي كه براي استخراج آن بايد انجام گيرد . در 70% موارد بدن ميزبان آنها واپس مي زند ولي درصد پس زدگي در مورد سلول هاي بنيادي بند ناف بسيار كمتر از اين مقدار است.‏
      درحال حاضرتحقيقات به سمت استفاده از سلول هاي بنيادي خون بند ناف براي درمان بيماري هائي از قبيل سكته هاي قلبي ، آلزايمر ، ‏MS ‏ يا مالتيپل اسكلروزيس ، لوپوس، ديابت و ديگربيماري هاي خودايمني پيش مي روند اين فرصتها براي برخي از بيماريها برپايه قابليت و پتانسيل سلولهاي بنيادي خون بند ناف براي تمايزبه انواع سلول ها مانند عصب ، قلب، كبد و پانكراس و يا توانائي بدن براي جهت دادن به سلول هاي بنيادي خون بند ناف به سمت ترميم اندام بيمار و يا بافت تخريب شده وجود دارند.
         
درحال حاضر موقعيت ها ادامه دارد. و به نظر مي رسد قطار علم و پيشرفت كشور درحوزه سلامت سرعت خوبي گرفته و تلاشهاي چندين ساله به ثمر نشسته  است ولي هنوز نبايد از يادببريم كه راهي دراز درپيش داريم و به نظر مي رسد دستاوردها و بازتاب هاي گسترده بين المللي بهترين محرك و مشوق براي محققان و جواناني است كه پتانسيل هاي نيرومندي براي رشد و پيشرفت در وجودشان نهفته است.

 

 

+ نوشته شده توسط مهدی دوستی در دوشنبه سی ام آذر 1388 و ساعت 14:51 |

یاس می گوید حسین ، احساس می گوید حسین

 

ساقی لب تشنگان عباس می گوید حسین

 

مست می گوید حسین ، سر مست می گوید حسین

 

ساقی کرب و بلا تا هست می گوید حسین

 

تیر می گوید حسین ، شمشیر می گوید حسین

 

کودک لب تشنه ی بی شیر می گوید حسین

 

آب می گوید حسین ، مهتاب می گوید حسین

 

زاده ی ام البنین بی تاب می گوید حسین

 

لاله می گوید حسین ، آلاله می گوید حسین

 

ساقی اهل حرم با ناله می گوید حسین

 

فاطمه گوید حسین ، هم علقمه گوید حسین

 

خشک لب عباس در هر زمزمه گوید حسین

 

دیده می گوید حسین ، غم دیده می گوید حسین

 

پور حیدر با کف ببریده می گوید حسین

 

 

آسمان گوید حسین ، هر کهکشان گوید حسین

 

دیده گریان حضرت صاحب زمان گوید حسین

 

جان می گوید حسین ، بی جان می گوید حسین

ساقی غم دیده ی لب تشنگان گوید حسین

 

خون می گوید حسین ، مجنون می گوید حسین

 

ساقی بی مشک و دست محزون می گوید حسین

 

دین می گوید حسین ، آیین می گوید حسین

 

تیر خورده دیده ای حق بین می گوید حسین

 

باده می گوید حسین ، سجاده می گوید حسین

 

دست من از تن جدا افتاده می گوید حسین

 

جان من گوید حسین ، ایمان من گوید حسین

 

تیر خورده غرق خون چشمان من گوید حسین

 

خواهری گوید حسین ، آب آوری گوید حسین

 

در بر گهواره گریان مادری گوید حسین

 

کور می گوید حسین ، رنجور می گوید حسین

 

هر ستاره در شب بی نور می گوید حسین

 

موی من گوید حسین ، ابروی من گوید حسین

 

بوسه ی شمشیر بر بازوی من گوید حسین

 

ايام محرم به همه عاشقان حسين تسليت باد

 

+ نوشته شده توسط مهدی دوستی در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 و ساعت 9:12 |

سرگذشت شيخ صنعان براي اولين بار در ادبيات ايران در منطق الطير شيخ فريد‌الدين عطار نيشابوري آمده و آن طويلترين و دل‌آويزترين داستاني است كه در آن كتاب سروده شده است . قهرمان آن داستان ، پيري است فرتوت به نام شيخ صنعان كه پس از سالها عبادت و تقوي و پنجاه سال اعتكاف در كعبه و رسيدن به مقام كشف و شهود داشتن چهار صد مريد سالك ، شبي در خواب مي بيند بتي را در ديار روم سجده مي كند:

شيخ صنعان پير عهد خويش بود           در كمالش هرچه گويم بيش بود

شيخ بود اندر حرم پنجاه سال               با مريدي چار صد صاحب كمال

موي مي بشكافت مرد معنوي                        در كرامات و مقامات قوي

هر كه بيماري و سستي يافت                           از دم او تندرستي يافتي

خلق را في‌الجمله در شادي و‌غم                      مقتدايي بود در عالم علم

گرچه خود را قدوه اصحاب ديد         چند شب او همچنان در خواب ديد

كز حرم در روش افتادي مقام                  سجده ميكردي بتي را بردوام

شيخ صنعان براي درك تعبير آن با مريدان بسوي روم رفت و اتفاقاً به دختري ترسا دل بست و از شريعت و طريقت بگسست و بجاي خانه كعبه ، اين بار معتكف كوي يار شد :

آخرالامر آن بدانش اوستاد                             بامريدان گفت كاريم اوفتاد

مي ببايد رفت سوي روم زود                            تا شود تعبير اين معلوم زود

چارصد مرد مريد معتبر                                    پيروي كردند با او در سفر

مي شدند از كعبه تا اقصاي روم                   طوف مي كردند سر تا پاي روم

از قضا ديدند عالي منظري                                 بر در منظر نشسته دختري

دختر ترساي روحاني صفت                         در ره روح اللـَّهش صد معرفت

بر سپهر‌حسن و در برج كمال                                  آفتابي بود اما بي زوال

آفتاب از رشك عكس روي او                            زردتر از عاشقان دركوي او

در ترسا چو برقع برگرفت                                بند بند شيخ آتش درگرفت

چون نمود از زير برقع روي خويش         بست صد ز نارش از يك موي خويش

                  گرچه شيخ آنجا نظر در پيش كرد           عشق آن بت روي ،كار خويش كرد          [33]

شد بگل از دست و در پاي اوفتاد جاي آتش بود برجاي اوفتاد

پند مريدان سودي نبخشيد و شيخ را در حال خود رها ساختند . دختر از حال شيخ آگاه گشت و چون ناله‌ها و زاري‌هاي او بشنيد او را گفت كه اگر در عشق استواري ، بايد چهار كار اختيار كني : 1- سجده بر بت آري 2ـ قرآن بسوزي 3- خمر بنوشي 4ـ ديده از ايمان بدوزي . شيخ خمر بنوشيد و از سرمستي آن سه كار ديگر نيز بكرد و زنار بست و به دير نشست.

دخترش گفت اي خرف از روزگار                   ساز كافور و كفن كن شرم آر

 

شيخ گفتش گر بگوئي صد هزار                        مي‌ندارم جز غم عشق تو كار

گفت دختر گر تو هستي مرد كار                        كرد بايد چار كارت اختيار

سجده كن پيش بت و قرآن بسوز                  خمر نوش و ديده از ايمان بدوز

شيخ گفتا خمر كردم اختيار                                 با سه ديگر ندارم هيچكار

گفت بر خيز و بيا و خمر نوش                      چون بنوشي خمر آئي در خروش

گفت بيطاقت شدم اي ماه روي                     از من بيدل چه مي خواهي بگوي

گر بهشياري نگشتم بت پرست                پيش بت مصحف بسوزم مست مست

دخترش گفت اين زمان مرد مني             خواب خوش بادت كه در خورد مني

چون خبر نزديك ترسايان رسيد                      كانچنان شيخي ره ايشان گزيد

شيخ را بردند سوي دير مست                          بعد از آ ن گفتند تا زنار بست

جمله ياران از وي روي گردان شده و باز گشتند و شيخ چون چيزي نداشت ناچار شد براي كابين دختر مدت يك سال خوك‌باني كند .

باز دختر گفت اي پير اسير                             من گران كابينم و تو بس فق

سيم و زر بايد مرا اي بيخبر                            كي شود بي سيم كارت همچو

شيخ گفت اي سرو قد سيمبر                             عهد نيكو ميبري الحق بسر

كس ندارم جز تو اي زيبا نگار                  دست از اين شيوه سخن آخر بدار

عاقبت چون شيخ آمد مرد او                            دل بسوخت آن ماه را از در

گفت كابين را كنون اي ناتمام                       خوك باني كن مرا سالي تمام

تا چو سالي بگذرد هر دو بهم                         عمر بگذاريم در شادي و غم

شيخ در عشق دختر رسواي عالم شد، يكي از مريدان او در هنگام رفتن او به ديار روم غايب بود، چون باز‌آمد و از ماجراي او آگاه شد ديگر مريدان را ملامت كرد كه چرا شيخ خود را در روم تنها گذاشتيد ، اين رسم حق شناسي و وفاداري نيست. به اصرار او مريدان بسوي روم آمدند و همه چهل شبانه روز معتكف بنشستند و بناله و زاري پرداختند تا خداوند دري از رحمت بگشايد و بر حال شيخ به بخشايد و او را از اين گمراهي برهاند.

شيخ را در كعبه ياري چست بود                       در ارادت دست از كل شست بود

بود بس داننده و بس راهبر                                        زو نبودي شيخ را آگاه تر

شيخ چو از كعبه شد سوي سفر                                او نبود آنجايگه حاضر مگر

با مريدان گفت اي تردامنان                                در وفاداري نه مردان نه زنان

گر شما بوديد يار شيخ خويش                               ياري او از چه نگرفتيد پيش

جمله سوي روم رفتند از عرب                         معتكف گشتند پنهان روز و شب

همچنان تا چل شبانروز تمام                         سر نه پيچيدند هيچ از يك مقام

پس از چهل شب آن مريد پاكباز، مصطفي (ص) را بخواب ديد كه فرمود از دير گاه غباري بس سياه در ميان شيخ و حق بود و من آن غبار ظلمت را به شبنم شفاعت فرونشاندم ، مريد نيك نفس پس از بيداري نزد شيخ رفت تا خواب و تعبير آنرا به شيخ بازگو كند ولي در اين وقت بود كه حجاب ضلالت از برابر شيخ به يكسو رفت و دگر باره نور معرفت جايگزين آن شد. در اين داستان دختر ترسا بعد از آن در اثر خوابي كه ديد مسلمان و شيخ ، اسلام بر وي عرضه نمود، پس از مسلمان شدن ، دختر از گناه پاك شده بلافاصله جان به جان آفرين تسليم كرد.

آخرالامر آن صنم چون راه يافت                      ذوق ايمان در دل آگاه يافت

                 شد دلش از ذوق ايمان بي قرار                        غم آمد گرد او بي غمگسار        [35]

گفت شيخا طاقت من گشت طاق                  من ندارم هيچ طاقت در فراق

مي روم زين خاكدان پرصداع                         الوداع اي شيخ عالم الوداع

چون مرا كوتاه خواهد شد سخن               عاجزم عفوم كن و خصمي مكن

اين بگفت آن ماه دست از جان فشاند       نيم جاني داشت بر جانان فشاند

گشت پنهان آفتابش زير ميغ                  جان شيرين زو جداشد اي دريغ

قطرة بود او در اين بحر مجاز                     سوي درياي حقيقت رفت باز

جمله چون بادي ز عالم مي رويم               رفت او و ما همه هم مي رويم

راجع به اصل و ريشه اين داستان اطلاع درستي در دست نداريم و درست معلوم نشده كه شيخ عطار از چه منبعي در نظم اين قصه الهام گرفته است. آقاي استاد سعيد نفيسي حدس زده اند كه در قرن ششم فقيهي بوده است معروف به ابن سقايا كه در بغداد ميزيسته در سال 506 كه يوسف بن ايوب بن يوسف بن حسين بن يعقوب برزجردي همداني عابد معروف متوفي در 535 به بغداد رفته و ابن سقايا به مجلس او آمده و پرسشي از او كرده است و يوسف بن ايوب بر او پرخاش كرده و بر آشفته و گفته است خاموش شو كه از تو بوي كفر مي شنوم وتو در دين اسلام نمي ميري و ابن سقايا پس از مدتي به روم رفته و آنجا نصراني شد و اين واقعه را «ابن اثير» در كتاب كامل التواريخ در حوادث سالهاي 506 و 535 ذكر كرده است و ممكن است همين مطلب را در همان زمان پر و بال داده و داستان شيخ صنعان را از آن ساخته باشند، عطار هم آن قصه را در منطق الطير آورده باشد حتي از غايت شهرت گاهي جداگانه نسخه اي از آن برداشته و آنرا كتابي مستقل دانسته و از آثار عطار

شمرده اند.

قصه شيخ صنعان به تركي ترجمه شده و مدتها پيش در آذربايجان شوروي به طبع رسيده است. برخي شيخ عطار را مريد شيخ صنعان نوشته اند كه هيچ مدركي براي آن نمي توان پيدا كرد. نايب صدر شيرازي در طرائق الحقايق مي‌نويسد كه هنگام سياحت در شهر تفليس مزار شيخ صنعان را در آنجا به او نشان داده‌اند. 

بعضي از فضلا از مطالعه ديوان عطار به اين نتيجه رسيده اند كه مراد از شيخ صنعان و صف حالي است كه عطار از خود كرده است و آن داستان خود اوست كه مدتي از روزگارش را در قيد هوي و هوس گذرانيده و بر اثر تغيير حالت به مقام عاشقي سرفراز گشته و از باده عشق مست و از دنيا و مافيها دست شسته است.

آقاي دكتر صادق گوين ، شيخ صنعان را پير سمعان نوشته و نگاشته‌اند كه در موضوع كلمه صنعان يا سمعان بادي به اين نكته توجه داشت كه در تمام نسخ چاپي و بسياري از نسخه‌هاي خطي و فرهنگها اين كلمه به صورت صنعان نوشته شده ولي در دو نسخه از قرن هفتم اين اسم سمعان ضبط شده است.

در كتب جغرافي قديم و رسالاتي‌كه راجع به ديارات (ديرها) نوشته‌اند ديري بنام صنعان ضبط نشده است، كلمه‌اي كه شباهتي به اين اسم داشته باشد صنعاء است كه شهري است در يمن و ديري بوده در دمشق كه منسوب به آنرا صنعائي نوشته اند صنعان . كلمه سمعان را جغرافي نويسان ضمن ديارات ترسايان ذكر كرده اند و آن سه دير بوده كه اولي در حوالي دمشق، دوم ديري در نزديك انطاكيه بر ساحل دريا، سوم دير ديگري در نواحي حلب، اين ديرها در كشورهاي اسلامي بوده اند.

 

همانطور كه در آغاز اين مقال ذكر نموديم اين داستان الهام بخش هنرمندان نقاش نيز بوده است و هر كدام بنابه شيوه خاص و ديد هنرمندانه خود صحنه هائي از اين داستان را نشان داده اند و ما در زير فقط به معرفي چند نمونه از آثاري كه اينك زينت بخش موزه هنرهاي ملي است اكتفا مي نماييم:

شكل 1 كار آقاي علي كريمي است. صحنه ايست كه شيخ صنعان و دختر ترسا را روي چمني نشان مي دهد و شيخ از دختر جام شراب مي طلبد ، مريدان شيخ در اطراف ايشان با ناراحتي ناظر اين معاشقه اند. جامه هاي دختران همه پر‌نقش و نگار است دقت نقاش بيشتر از همه به چهره‌ها و سپس

 

به نقش جامه‌ها معطوف گشته است. منظره باغستاني كه هنرمند با قلم سحرآميز خود مجسم نموده خالي از شكوه نيست. گوئي نقاش در نماياندن چهرة دختر ترسا نسبت به چهره هاي ديگر بيش از همه كوشيده و در تجسم چهره هاي متغير و مغموم مريدان شيخ ، كوشش فراوان كرده است. در اين تابلو قوانين پرسپكتيو نيز مراعات شده و تاريخ اتمام آن 1321 شمسي مي باشد.

شكل 2 نيز از آقاي علي كريمي است كه در سال 1320 نقاشي شده، گرچه اينجا صحنه داستان كوچكتر است ولي چهره‌ها در عين كوچكي دقيق نشان داده شده اند ، نماي دير ترسايان از دور ديده مي شود . در اين تابلو نيز قوانين پرسپكتيو مراعات شده است.

شكل 3 نيز از آثار آقاي علي كريمي است. در اينجا هنرمند فقط به تجسم چهره ها اكتفا نموده است. اين تابلو در سال 1312 اوقاتي كه هنرمند تحصيل مي كرده نقاشي شده، نكته جالب اينجاست كه تذهيب اطراف سحنه تابلو نيز كار آقاي كريمي است.

 

 

 

شكل 4 كار هنرمند گرامي آقاي ابوطالب مقيمي است كه در تجسم اين داستان ابتكار زياد به خرج داده است. در دست جمعي از دختران دايره و عود ديده مي‌شود ، جامه‌ها همه داراي نقوش هستند، جمعي دورتر زير سايبان درختي به عيش و طرب مشغولند. چادري پر نقش و نگار از پشت تپه‌اي نمايان است، منظره كوه و درخت كه زيباترين پرندگان در شاخه هاي آن نشسته اند من حيث المجموع آنرا تصويري جالب كرده است. اين تابلو به سال 1316 شمسي نقاشي شده است.

شكل 5 كار هنرمند گرانمايه حاج مصور‌الملكي است ، صحنه اي از اين داستان با طرح و شيوه‌اي خاص با تك بيت :

شيخ صنعان عشق چون اندر دلش مأوي گرفت

داد دين و مي ز دست دختر ترسا گرفت

 

 

http://450.ir/upload/img/1001/1119-00-144179153i89-siz-56243.jpg

 

http://450.ir/upload/img/2001/1119-00-144179153i89-siz-pri-135209.jpg

 

 

+ نوشته شده توسط مهدی دوستی در شنبه بیست و یکم آذر 1388 و ساعت 8:14 |

 

آيا تابحال خواب خود را فراموش کرده‌ايد؟ آيا دچار بختک شده‌ايد؟ خوابهاي رنگي چطور؟ آيا تا به حال خواب ديده‌ايد؟

۱ خواب ديدن افراد نابينا

کساني که بعد از تولد نابينا مي‌شوند مي‌توانند تصاوير را در خواب ببينند. افرادي که نابينا به دنيا مي‌آيند نمي‌توانند در خواب تصاوير را ببينند، اما نابينايان خوابهايي به شفافي افراد بينا دارند، که البته شامل حواس پنج گانه ديگر مثل شنوايي، چشايي، بويايي، لامسه و حتي عواطف حسي است. تصور کردن اين امر براي انسانهاي بينا مشکل است اما احتياج بدن به خوابيدن به قدري زياد است که مي‌تواند به طور مجازي تمامي موقعيت‌هاي فيزيکي را تا مرحله به وقوع پيوستن آن به کار گيرد.

۲ ۹۰ درصد خوابها فراموش مي‌شوند
نيمي از روياها در همان
۵ دقيقه اول پس از برخاستن از خواب و ۹۰ درصد آنها پس از ۱۰ دقيقه فراموش مي‌شوند. يک روز صبح، شاعري معروف به نام ساموئل تيلور کلريج با يک روياي خيلي عجيب و غريب (بر اثر استعمال مواد مخدر) بيدار شد. کاغذ و قلم را برداشت تا هرچه در خواب ديده بود را يادداشت کند. اين اثر «کوبلا خان» تبديل به يکي از اشعار معروف انگليسي شد. شعر او در بيت پنجاه و چهارم به وسيله فردي از شهر پارلاک قطع شد. کلريج قصد داشت شعرش را ادامه دهد ولي نتوانست بقيه خوابش را به ياد بياورد، اين اثر هيچ وقت کامل نشد.

در شهر زانادا ، به فرمان کوبلا خان
منزلگاهي باشکوه و مجلل ساخته شد
جايي که رودخانه مقدس آلف
در ميان مغاکهاي بي حد و مرز
از انسان تا درياهاي بي افق
جريان داشت.

يک مورد عجيب و غريب ديگر داستاني برخاسته از خواب به نام «دکتر جکيل و آقاي هايد ويلست» اثر رودبرت لوييس استيونسون بود. داستان ماري شلي فرانکشتاين نيز زاييده خيالي يک روياست.

۳ همه مردم خواب مي‌بينند

تمامي افراد (به جز مواردي از بيماري‌هاي شديد رواني) خواب مي‌بينند. اما زنها و مردها روياها و عکس العمل‌هاي متفاوتي نسبت به يکديگر دارند. مردها تمايل دارند درباره ساير همجنسان خود خواب ببينند در حالي که زنان در خوابهايشان به طور مساوي ديگر زنان و مردان را مي‌بينند.

۴ خواب ديدن از بروز جنون جلوگيري مي‌کند
در آزمايش جديدي که درباره خواب بر روي تعدادي دانشجو انجام گرفت، مشاهده شد دانشجوياني را که در لحظه شروع خواب ديدن بيدار کردند (بعد از بيدار کردن به آنها اجازه داده شد که
۸ ساعت ديگر بخوابند) همگي داراي عدم تمرکز حواس، زودرنجي و کج خلقي، توهم و حتي بعد از ۳ روزنشانگر علائمي از جنون بودند. در نهايت وقتي به آنها اجازه داده شد که چرتي بزنند، ذهن آنها زمان از دست رفته را ترميم کرد و سطح کارايي خواب آنها را افزايش داد.

۵ فقط شناخته شده‌ها به خواب ما مي‌آيند

رويا‌ها مکرراً از نقش بازي کردن افراد غريبه پر مي‌شود. ذهن ما چهره افراد غريبه را در عالم رويا نمي‌سازد، بلکه آن چهره‌هاي افراد حقيقي هستند که ما در طول زندگي ديده ايم ولي آنها را به خاطر نمي‌آوريم يا نمي‌شناسيم. براي مثال شيطان خون آشامي که در آخرين خوابتان ديده‌ايد ممکن است شخصي بوده باشد که وقتي بچه بوديد شما را کتک زده و يا با پدر شما بحث و مشاجره کرده است! همه ما در طول زندگي چهره صدها هزار نفر را ديده‌ايم، بنابرين ذهن ما منبع بي‌پايان شخصيت‌هايي است که هنگام خواب ديده مي‌شوند.

۶ همه افراد خوابهاي رنگي نمي‌بينند
12 درصد افراد بينا فقط خوابهاي سياه وسفيد و بقيه افراد تمامي رنگها را در خوابهايشان مي‌بينند. مردم موضوعات مشترکي را در روياهايشان مي‌بينند. مثل موقعيت‌هاي مربوط به مدرسه، تعقيب شدن، درجا دويدن، سقوط کردن، دير رسيدن، ديدن مرگ کسي که زنده است، پرواز کردن، مردود شدن در امتحان و يا تصادف با اتومبيل. علت اينکه چرا به افرادي که خوابهاي مربوط به درگيري و ناآرامي و مرگ را رنگي مي‌بينند، فشارها و ضربه‌هاي رواني بيشتري وارد مي‌شود، هنوز ناشناخته است.

۷ خوابها آنچه که مي‌بينيم نيستند
اگر شما درباره چيز خاصي خواب مي‌بينيد، الزاماً هميشه آن چيزي نيست که در تصوير مي‌بينيد. خوابها با زباني بسيار سمبليک با آدمي سخن مي‌گويند. ذهن نيمه هوشيار شما مي‌کوشد تا روياهايتان را با اشياء مشابه آن مقايسه و تلفيق کند.
مثل سرودن يک شعر و استفاده از آرايه تشبيه: مورچه‌ها مثل ماشيني که هيچ وقفه‌اي ندارد کار مي‌کردند.

ولي شما هيچ وقت چيزي را با خودش مقايسه نمي‌کنيد. به طور مثال هرگز نمي‌گوييم: آن غروب زيبا مثل غروبي زيبا بود. بنابرين ذهن شما ممکن است از هرسمبلي براي هر شيء استفاده کند ولي کمتر اتفاق افتاده که خود شيء سمبل خودش باشد.

۸ ترک کنندگان دخانيات روياهاي واضحتري مي‌بينند
کساني که براي مدت طولاني سيگار مي‌کشيدند و اکنون آن را ترک کرده‌اند، روياهاي شفاف‌تر و پاکتري نسبت به گذشته مي‌بينند. طبق تحقيقات مجله روانشناسي ناهنجاري: در ميان
۲۹۳ ترک کننده که ۱ تا ۴ هفته از دوره ترک آنها گذشته، ۳۳ درصد آنها حداقل ۱ بار خوابهايي مربوط به استعمال دخانيات را ديده‌اند. در بيشتر اين خوابها، اين افراد خودشان را در حال مصرف مي‌ديدند و احساسات بسيار شديد منفي مثل، وحشت و اضطراب و گناه به آنها دست مي‌داد.همچنين ۹۷ درصد ترک کنندگان تنباکو در مدت استعمال اين خوابها را نمي‌ديده‌اند و عمدتاً فقط در دوران ترک مواد اين خوابها ديده مي‌شده است.اين خوابها شفاف‌تر از خوابهاي معمول بوده و مهمترين علامت مشترک ترک تنباکو گزارش شده است.

۹ محرکات بيروني به روياها حمله مي‌کنند

خيلي از ما فرايندي به نام تداخل خواب را تجربه کرده ايم. مثلاً هنگامي که صدايي را بيرون از عالم خواب شنيده‌ايم، به نحوي با خواب ما تداخل پيدا کرده است. مثالي مشابه اين است که وقتي شما به صورت فيزيکي و در واقعيت تشنه هستيد، ذهن شما اين احساس را با خوابتان تلفيق مي‌کند. سپس به صورت مداوم پارچ‌هاي بزرگ آب را مي‌نوشيد و خود را سيراب مي‌کنيد، دقايقي بعد دوباره تشنه مي‌شويد و آب مي‌نوشيد، تشنه مي‌شويد
آب مي‌نوشيد و اين چرخه تا وقتي بيدار مي‌شويد تکرار مي‌شود تا اينکه در عالم واقعيت آب بنوشيد.

۱۰ طي خواب بدن فلج مي‌شود

مي خواهيد باور کنيد يا نه، بدن شما در حقيقت هنگام خواب فلج مي‌شود. به نظر مي‌رسد اين اتفاق از حرکت ناخواسته بدن و به نمايش گذاشتن روياها جلوگيري مي‌کند. بر اساس مقاله خواب در ويکي پديا : غدد شروع به ترشح کردن هورموني مي‌کنند که به القاي خواب کمک مي‌کند، نورونها سيگنالهايي را به نخاع مي‌فرستند که که باعث آرامش بدن مي‌شود و کمي بعد بدن بي حس و فلج مي‌شود.

بيشتر بدانيد:
- وقتي خروپف مي‌کنيد، نمي‌توانيد خواب ببينيد.
- کودکان نوپا تا وقتي به سن
۳ سالگي برسند درباره خودشان خواب نمي‌بينند. آنها عموماً در همان سن تا ۷ يا ۸ سالگي شان کابوسهاي بيشتري نسبت به بزرگسالان مي‌بينند.
- اگر شما را به طور ناگهاني از خوابي کوتاه بيدار کنند، روياهاي واضح‌تري را نسبت به وقتي که تمام شب را خوابيده ايد به ياد مي‌آوريد.

+ نوشته شده توسط مهدی دوستی در دوشنبه شانزدهم آذر 1388 و ساعت 8:53 |

در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي مي‌كرد كه سالها بچه‌دار نمي‌شد.او نذر كرد كه اگر بچه‌دار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به رايگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول يك شيريني فروش ایتالیائی وارد مغازه شد... پس ازپايان كار، هنگاميكه قناد خواست پول بدهد، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبريك و تشكر از طرف قناد دم در بود. روز دوم يك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند، آرايشگرماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش راباز كند، يك دسته گل بزرگ و يك كارت تبريك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم يك مهندس ايراني به او مراجعه كرد. در پايان آرايشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد.
حدس بزنيد فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه منظره‌اي روبروشد؟

فكركنيد. شما هم يك ايراني هستيد.

.
جواب در زیر
.

.

.

.

.

چهل تا ايراني، همه سوار بر آخرين مدل ماشين، دم در سلماني صف كشيده بودند و غر مي‌زدند كه پس اين مردك چرا مغازه‌اش را باز نمي‌كند

+ نوشته شده توسط مهدی دوستی در دوشنبه شانزدهم آذر 1388 و ساعت 8:52 |

پیرمرد صبح زود از خانه اش خارج شد .
در راه با یک ماشین تصادف کرد و اسیب دید. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.
پرستاران ابتدا زخم های پیرمرد را پانسمان کردند
سپس گفتند : باید از شما عکس برداری شود تا جایی از بدنتان اسیب ندیده باشد.
پیرمرد غمگین گفت که عجله دارد و نیازی به عکس برداری نیست
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.
پیرمرد گفت : زنم در خانه سالمندان است. هر روز صبح می روم و با او صبحانه می خورم. نمی خواهم دیر شود.
پرستاری گفت : ما به او موضوع را خبر می دهیم.
پیرمرد با اندوه گفت : خیلی متاسفم. او الزایمر دارد چیزی را متوجه نمی شود. حتی مرا هم نمی شناسد.
پرستار با حیرت گفت : وقتی نمی داند شما چه کسی هستید چرا هر روز برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته با آرامی گفت :
اما من که می دانم او چه کسی است .........

+ نوشته شده توسط مهدی دوستی در دوشنبه شانزدهم آذر 1388 و ساعت 8:52 |

      نوشته اي كه ذيلا از نظر خواننده  گرامي مي گذرد نامه اي است كه  مرحوم ميرزا محمد الويري به مرحوم احمد  خان امير حسيني سيف الممالك فرمانده  فوج قاهر خلج رقمي داشته كه شروع  تا خاتمه نامه تمام از حروف  بي نقطه  الفبا انتخاب و در نوع خود از شاهكارهاي ادب زبان پارسي  به    شمار مي  آيد. انگيزه نامه و موضوع آن قلت  در آمد و كثرت عاَئله وتنگي  معيشت بوده است. اين نامه در زمان  ناصرالدين شاه بوده" البته اين نوع انشاء در زمان ما زياد جالب به نظر نمي رسد .

سر سلسله امرا را كردگار احد امرو عمر سر مد دهاد.

 دعا گو محمد ساوه   اي در كلك و  مداد ساحرم و در علم و سواد ماهر.

 ملك المولك كلامم و  معلم مسائل حلال  و حرام. در كل ممالك محروسه اسم و رسم دارم. در هر  علم معلم و در  هر اصل موسسم.  در كلك عماد دومم در عالم   در علم و حكم مسلم كل امم سرسلسله اهل كمالم اما  کو طالع  كامكار و كومرد كرم؟

 دلمرده آلام دهرم. كوه كوه دردها در دل دارم.

 مدام در دام وام، و علي الدوام در ورطه  آلام دهرم هر سحر و مسا در واهمه و وسواس كه مداح كه  گردم و كرا   واسطه كار آرم كه مهامم را اصلاح دهد و دو سه ماهم آسوده  دارد. مكرر داد كمال دادم و در هر مورد مدح معر كه ها كردم.

همه گوهر همه در، همه  لاله همه گل، همه عطار روح همه سرور دل، اما لال را مكالمه و كررا سامعه و كور را مطالعه آمد. همه  را طلا سوده در محك   ادراك آورده  احساس مس كردم و لامساس گو آمدم.

اما علامه دهرم، ملولم و  محسود و عوام  كالحمار محمود و مسرور ...

لا اله  الا الله وحده وحده.     دلا در گله  مسدود دار در همه حال كه

 كارهاي همه عكس  مدعا آمد علاوه همه دردها و سرآمد كل معركه ها عروس مهر در  آرامگاه حمل در آمد

عالم و عام لام و كرام ، صالح و طالح، صادر ووارد، كودك و سالدار،

 گدا و مالدار، همه در اصلاح اهل و اولاد و هر كس  هر هوس در معامله و سودا دارد آماده  و اطعمه و هر سماط گرد آورده،

حلوا و كاك، سركه و   ساك، كره و عسل،  سمك و حمل، گرمك و كاهو، دلمه وكوكو، امرود و آلو، الي كلم كدو، همه در راه، مكر دعاگو كه در كل محرومم و در حكم كاالمعدوم.

 اگر موهوم و معلول معدل سه صاع و دودرم ارده گردد حامد و   مسرورم. مگر كرم  سر كار اعلي كه سر الولد و سرالوالد در او طلوع كرده و دادرس آمده،  درد ها دوا، وامها ادا و كامها  روا گردد.

   له طول  عمر كطول المطر سواء له الدرهم، و كه المدر   دهد مرد را كام  دل كردگار همه عمر  آسوده و كامكار  دل آرا همه كار  و كردار ملك در سما مادح كاراو   طول الله عمره و  دمره حاسده، هلك اعدانه، اعطه  ماله ، اصلح احواله و  اسعد اولاده  مدام السماء

+ نوشته شده توسط مهدی دوستی در دوشنبه شانزدهم آذر 1388 و ساعت 8:51 |

*
*
*
*
*
*
*

آموزش تعميرات انواع گوشي هاي موبايل در سي دي آموزشي موبايل و شگردها انواع نرم افزار ، گوشي و لوازم جانبي موبايل مي خواي زبان ياد بگيري  يه سري به زبان سي دي بزن آموزش تعميرات موبايل آموزش تعميرات موبايل تاپ ترين سايت هاي  فروش سي دي ايران از شهر سي دي خريد كنيد و كامپيوتر لپ تاپ و مستركارت و ... جايزه ببريد جديدترين فيلمهاي روز ايران و جهان در سايت شهر سي دي هم سي دي بازي بخريد و هم جايزه ببريد هنر و موسيقي و ترانه ها در شهر CD آموزش آسان انواع زبانهاي خارجي بدون نياز به كلاس و معلم